دوشنبه, ۵ فروردین , ۱۳۹۸

کتابت قرآن در ۴۰۰۰ ساعت؛ تذهیب ناتمام دومین قرآن خطی کشور

روتیتر: دومین قرآن خطی کشور به خط شکسته که توسط خوشنویس کوهدشتی تحریر شده، در میان مصائب مالی ناتمام مانده‌ است.

به گزاشر روتیتر:نی و قلمدان را از توی جعبه‌ چوبی کنار میز برمی‌دارد و با سرانگشتان دست لبه نی را می‌تراشد. بُران می‌شود برای تحریر آن‌گونه که دل کاغذ را برباید.

دست را چمباتمه می‌کند روی میز، قلم آغشته به جوهر سیاه. پیچ‌ و تاب حروفی نامتقارن روایت‌هایی از کلام‌الله را روی کاغذ نمایان می‌کند. قرار ملاقات با کاتب دومین کتاب قرآن کریم به خط شکسته در کشور در عصری زمستان، باران زده. نشانی‌اش ما را می‌کشاند به آموزشگاه خوشنویسی «نیستان» در یکی از پاساژهای کوهدشت.

بیشتر بخوانید

در که باز می‌شود نور سفیدرنگ کارگاه می‌دود توی راهروی باریک طبقه دوم. کارگاه نُقلی‌ است. یک گوشه را صندلی چیده برای نوآموزان خوشنویسی. پرده‌ای بر پنجره‌ انتهای کارگاه آویخته‌ شده. آمخیته از خطوط شکسته نستعلیق. رنگ سیاه‌ و سرخ درهم رفته. تابلویی ساخته از خط.

کتابت در یک‌ سال

«یاسر زالپور» دارای مدرک فوق‌ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران است. می‌نشیند پشت میز تحریر. سربر می‌دارد از قلم‌هایی که حالا دیگر یک‌اندازه نیستند «کتابت قرآن را از سال ۹۳ و هنگام توهین نشریه فرانسوی «شارلی ابدو» به ساحت مقدس پیامبر اکرم(ص) شروع کردم. در همان سال دل سپردم به خَلق کاری برای پاس‌داشت (خلق عظیم). روزانه ۱۵ تا ۱۸ ساعت آیه‌ها را نوشتم از بُن جان. کتابت قرآن به خط شکسته ۳۶۵ روز زمان برد. در این مدت حتی برای یک‌ ساعت هم از روی تحریر بلند نشدم. آن یک‌ سال را ریختم به‌پای کتابت. هر زمانی که می‌نوشتم با وضو بودم، یک‌جور مبارزه با نفس که بتوانم از این آزمون سربلند بیایم. زمان کتابت قرآن لب به گوشت هم نزدم. چهار سال و شش‌ ماه گیاهخوار بودم. پس از یک‌ سال روسفید شدم. همه‌ کاغذها را پیش از مجلد شدن روی هم گذاشتم. بردم پیش تذهیب‌کار تا بیارایدشان به تذهیب طلاکاری».

تذهیب ناتمام

چروک انگشت سبابه هنوز هم جاخوش کرده. نی را برده میان استخوان. یک‌ سال تحریر و یک‌ سال فرورفتن در خود. شالوده‌ نگاهِ خوشنویس درهم می‌شود از دربه‌دری‌ها، از تقلاهای بی‌پایان. از سرمایه‌ای که برای تذهیب ندارد و حالا گل‌ و‌ بلبل صفحات قرآن را بی‌آشیانه کرده: «سه‌ سال است که به ادارات مرتبط کوهدشت و لرستان سر زده‌ام، بارها به تهران هم رفته‌ام. هر چه این مدت نصیب‌ شده چیزی جز وعده نیست. یک‌بار اداره اوقاف لرستان گفته‌ بود ۱۰۰ میلیون تومان را به شرطی می‌دهیم که قرآن در شاهزاده احمد پلدختر باشد. قبول نکردم، مگر می‌شود کوهدشت را نادیده بگیرم این قرآن خطی برخاسته از اینجاست و هیچ‌ کسی هم حمایت نکرد».

«حالا تذهیب سه جزء مانده به پایان. اداره اوقاف، اداره تبلیغات و اداره ارشاد مگر به‌جز قرآن کاری دیگر هم دارند؟ چرا تا حالا این آوارگی‌ها و معطلی‌ها به‌جایی نرسیده را نمی‌دانم؟ مگر می‌شود برای قرآن درنگ کرد؟  استاندار سابق لرستان قول داده‌ بود که ۲۰ میلیون تومان کمک کند. آن را رسانه‌ای هم کردند اما هرگز از آن یک ریال هم به ما نرسید. وعده خشکید حتی یک قرار ملاقات را هم برای پیگیری نگذاشتند».

در انتظار ۱۳ میلیون

انار و تسبیح در گوشه‌ای از کارگاه می‌درخشد میان دیوار. دانه‌های آبی با دانه‌های پنهان انار و نقوس اسلیمی گویی رجوع به رازهای سرگشته‌ دارد و یک سیر و سلوک. از قرآن ناتمام چند صفحه‌ تذهیب‌ شده در کارگاه است. نایلونی ضخیم چسبیده به آن، مانده در چلوی چشم، کاتب آمیخته با حسرت: «قرآن کریم را در ۳۰۰ صفحه در ابعاد ۵۰ در ۳۵ کتابت کرده‌ام. پس از چهار هزار ساعت در اول آذر ۹۴ تمام شد. بسم‌الله‌های آغاز کتابت رسید به صدق‌الله‌العلی‌العظیم. برای طلاکاری ۹۰ میلیون تومان نیاز داریم. مدتی در تهران بودم. در آن‌ جا پیشنهاد دادند که قرآن را به ۶۰۰ میلیون تومان به یکی از کشورهای عربی بفروشم. قبول نکردم. ماندم در دویدن‌ها طلاکار یک‌ سال است که دیگر کار نمی‌کند. بودجه‌اش نمی‌رسد. ۱۳ میلیون تومان اگر باشد در ۹ ماه طلاکاری تمام می‌شود».

تنگنای یک تمنا

هنوز حزن صدای کاتب می‌آید، انبوه و درهم. مثل حبه انگوری خم شده. دست می‌گذارد روی سینه. صفحات قرآن را می‌گذارد میان گنجه: «کتابت قرآن را ار روی نسخه«عثمان طه» شروع کردم. ترکیب‌بندی ۳۰۰ ورق قرآن متنوع است. تذهیب قرآن را «لیلی جاهد» یکی از شاگردان برجسته استاد مرآتی انجام می‌دهد. در این سال‌ها که نتوانسته‌ام حق‌الزحمه‌اش را پرداخت کنم، اصلاً سخن تیز و درشتی نگفته. با تنگدستی این دست ساخته‌است، در این سال‌ها فقط ۲۳ میلیون تومان را آن هم برای خرید طلای تذهیب برده. طلا که گران شده. ۲ جزء و نصف قرآن مانده که تذهیب تمام شود. پس از تمام دویدن‌ها ۲۰ میلیون تومان سهم کمک‌های مردمی بوده که ۱۰ میلیون تومان آن را سردار عبدالهی فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء و ۱۰ میلیون تومان هم را مردم، خیران و  مدیرکل ورزش و امور جوانان لرستان پرداخت کردند».

غروب که شده کاتب راه کارگاه را به‌سمت خیابان می‌گذارند. به دوردست‌ها نگاه می‌کند، در آرزویی که پس از سه‌ سال هنوز نتوانسته قرآن را جلد کند. زندگی او بند آمده به تذهیب ناتمام و به اشتیاقی که گرفتار آمده در تنگنای یک تمنا.

گزارش از فاطمه نیازی

loading...

نظرتان را بگویید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*