چهارشنبه, ۶ بهمن , ۱۴۰۰

“بگم بگم” هایِ قهرمانِ کوچه ها

به گزارش پایگاه تحلیلی و خبری روتیتر: بانوی گرامی اگر ایشان مطالبه ای را مطرح می کنند شما که نباید آن مطالبه را مطالبه کنید، ایشان مطالبه کند، شما که در مقام قانونگذاری شهری هستید، مطالبه کنید، شهردار که در مقام اجراست، مطالبه کند، پس چه کسی پاسخ دهد به این مطالبه؟. آنقدر دوز مطالبه گری امان بالا زده که می ترسم آنفاکتوس مطالبه گری کنیم.

اگر این احمدی نژاد نبود نمی دانم عده ای برای حرفهای نگفته اشان مخاطبان را به چه کلمه ای ارجاع می دادند؟

اینکه برای ناگفته هایت، مدام “بگم بگم” راه می اندازند، نه از این روست که می دانند که بلکه چیزکی شنیده اند، تا شاید از این “بگم بگم” ها جیفه ی دنیایی برای خود و نزدیکانشان بدوزند.

اینکه بشینی سناریو بنویسی که برای این هفته خوراکی را بدهی به موافقان ات که دست و هورا و هوار بکشند هم، لازمه کار پارلمانی است، چه اینکه وقتی در اقلیت محض قرار می گیری مجبوری یا کلاس را ترک کنی، یا اینکه بشوی بچه شلوغ کلاس.

اینکه کسانی را بفرستی بروند از کوچه و خیابان های این شهر عکس بگیرند و بیاورند و نمایش و شویی برگزار کنی و علم آی بردند و خوردند و صدای وا مصیبتا سر بدهی نه از این روست که این معضل نیست، هست ، اما الان باید برای تو مستمسکی بشود که یا بروی در بوق کانالها و رسانه ها یا اینکه …

“بگم بگم” هایش بماند برای بعد.

علیه مخدره، مگر نه اینکه شما سبقه حضور دارید و از این حضورتان تجربه ها کسب کردید و مسیر زندگی تان را تغییر دادید. خوب شما که طبیب اید چرا مرحم نمی گذارید.

شما که سابقه حضورتان در شورای چهارم را مدام در گوش شهردار زمزمه می کنید چرا حرفی، راهی، طرحی و یا موضعی نمی گیرید که منبع غُر زدن نباشید.

بانو سیف الملک، شما که از ابتدای حضورتان تا ۱۰ آذر ماه در ۱۰ جلسه ۳۲ موضوع را تذکر داده اید و اتفاقا شهردار به تمام تذکرات شما پاسخ داده دیگر چرا داد می زنید؟

همین شیخ آبادی را که آن روز در شورا علم کردید، و گفتید رفته اید و در خیابانهایش قدم زده اید، پارک زمانی را خاموش دیدید و خیابان زمانی و بابایی یا همان بابالو را بدون جدولگذاری عنوان کردید، مگر شهردار پاسخ شما را به تاریخ ۱۲ آبان ماه نداده  و در آن به شما نگفته که ۵۲ پایه دو متری چراغ با لامپ های ال ای دی پروژکتور ۲۰۰ وات  و یک عدد برج نوری و …. در آن روشن می باشد.

یا اینکه شهرداری جداول شکسته و دارای خوردگی را در خیابانهایی که گفتید عوض کرده است؟

اگر اینها پاسخ نیست، چیست؟

راستی این همان شیخ آبادی نیست که بیشتر ایل شاهسوند و اهالی قاراقان و آبگرم و برخی از اهالی روستای پرسنبانج آنجا زندگی می کنند؟ به قول آذری زبان ها “هاردا آشدی، اوردا باشدی”

والا حضرت مکرمه معظمه، شما که صارم السلطنه و سیف الملک شده اید و شمشیر تیز به دست قصد گردن زدن دزد و غارتچی دارید، مگر دوره قبل ندیدید و نبود این غارت گری ها. خوب یاد می گرفتید برای این دوره که آمدید به کار می بستید، اصلا چطور است به آن اقوامِ از دایی گرفته تا همسر خواهر خود،  که صد البته در شهردار سبقه طولانی دارند و با زیر و بم آن آشنا، به آنها می گفتید. شما طبیب این دردها، دور اطرافتان زیاد است. اگر بگویید نمی دانید که جرم بدتر از گناه است اگر بگویید می دانید که نکرده اید پس هدفی دارید که ….

“بگم بگم” هایش باشد برای بعد

نمی دانم ما را در این شهر چه شده است که هر جا کم می آوریم می رویم از آن مرد بزرگوار سید اولاد پیغمبر مایه می گذاریم که نماینده ولی فقیه در استان چنین گفته و چنان گفته است.

بانوی گرامی اگر ایشان مطالبه ای را مطرح می کنند شما که نباید آن مطالبه را مطالبه کنید، ایشان مطالبه کند، شما که در مقام قانونگذاری شهری هستید، مطالبه کنید، شهردار که در مقام اجراست، مطالبه کند، پس چه کسی پاسخ دهد به این مطالبه؟. آنقدر دوز مطالبه گری امان بالا زده که می ترسم آنفاکتوس مطالبه گری کنیم.

خرج کردن از بزرگان هم اندازه دارد، البته شاید این خرج کردنها ….

“بگم بگم” هایش باشد برای بعد

معلم گرامی، شما که باید الگو باشید، اخر چرا مثل این بچه های ته کلاس و میز اخری که شما سالهای تجربه معلمی اشان را داشتید، کسی که می گوید، بالای چشمتان ابروست ناراحت می شوید، از جلسه بیرون می روید و یار کشی می کنید، جلسه را از رسمیت می اندازید، این را صدا می زنید و آن را صدا می زنید، آخرش هم می گویید آقای رییس ماهم مریض می شویم ولی جلسه را تعطیل نمی کنیم. شما دو هفته به خاطر بیماری اتان جلسه را تعطیل کردید.

از جلسه بیرون رفتن و از رسمیت انداختن جلسه ای که قرار بود برای این شهر تصمیم می گرفتید با معضل بزرگ پترو سعید جه کنید؟ تعطیل کردن جلسه نیست؟

یا اینها را نمی دانید که عذر بدتر از گناه است، یا می دانید و ….

“بگم بگم” هایش باشد برای بعد

به قول حافظ که “بگم بگم” هایش معروف بود

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز

ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

loading...

نظرتان را بگویید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*