سه شنبه, ۱ خرداد , ۱۳۹۷

برای همه پدرها و مادرهای سختکوش

روتیتر:پدرم ۳۰ سالِ آزگار صبح ها پنج رفت و شب ها نَه آمد. در گرما و سرما، حتی روزهای تعطیل. بدون آن که یک بارغر بزند و از آن دردناک تر بدونِ آن که برای یک بار هم که شده گوشم را بگیرد.

 

به گزارش روتیتر: پدرم ۳۰ سالِ آزگار صبح ها پنج می رفت و شب ها نُه می آمد. در گرما و سرما، حتی روزهای تعطیل. بدون آن که یک بار غر بزند و از آن دردناک تر، بدونِ آن که یک بار هم که شده گوشم را بگیرد و با صدایی بلند بگوید؛ تمام سختی هایی که تحمل می کنم برای خوشبختی توست، برای این که خوب لباس بپوشی، برای این که شب ها گرسنه نخوابی. این که کار لازمه بقاست را قبول دارم، این که کار جوهرِ مرد است را می پذیرم، همیشه هم شکرش را کرده ایم. به قول پدرم: “همین که دستمون پیش کسی دراز نبوده و نیست، شکر.”

اما با تمام این شکرگزاری ها وقتی به عقب بر می گردم و به زندگی پدرم و به زندگی های شبیه به پدرم نگاه می کنم که ۳۰ سال با چه مشقتی صبح ها دست از خوابِ شیرین کشیدند و بدون آن که رنجِ بیدار شدن و زندگی پُر از کار و تکرار را به رخ بکشند، آرام و بی صدا از خانه بیرون رفتند و شب ها خسته از تمام دردهایی که نمی باید گفت، کلید انداختند و وارد خانه شدند غمگین می شوم. برای تمام پدرها و برای تمام کارگرها و برای تمام آدم هایی که برای آبرویِ خانواده شان تمام بدی ها و خوبی های “کار” را به جان می خرند.

به این فکر می کنم که  مادرها و پدرها چرا به جای تجربه یِ زندگی هایی آرام و بی دغدغه این همه باید غم داشته باشند، همیشه به این فکر می کنم که با این که انسان بیش تر از ۸۰ سال عمر نمی کند اما چرا نصفش را باید کار کند و نصف دیگرش را با دغدغه یِ نان بگذراند، به این فکر می کنم که پدرها و مادرها چرا سختی های زندگی را تنهایی به دوش می کشند و هیچ نمی گویند.

کاش پدرم یکی از آن پنجِ صبح هایی که در سکوت خانه بیدار می شد و صبحانه نخورده می رفت من را هم بیدارم می کرد و اجازه نمی داد بخوابم. کاش پدرم کمی از دردهای هر روزه اش را رویِ دوش من می گذاشت.

و البته از طرفی برای همه ی آدم های شبیه به پدرم، خوشحالم، برای تمام کارگرها و کارمندها، برای تمام آن هایی که بیمه دارند و ندارند، برای همه آن هایی که حقوق شان کم است، برای همه آن هایی سه شفیت کار می کنند، برای همه آن هایی که مقابل خستگی ها و سختی ها و ناعدالتی ها ایستادند و هیچ گاه سر خم نمی کنند و برای همه آن هایی که برای عزتِ خانواده شان نامهربانی می بینند و مهربانی می کنند.

امروز، یازدهم اردیبهشت ماه روز “کار و کارگر” است، این روز را به همه کارگران، به همه زحمت کشان و به همه مدیرانی که با کارگران مهربانند و درد آن ها را دردِ خود می دانند تبریک می گویم، به امید روزی که همه ی کارگران از محیط کارشان راضی باشند و صبح ها با جان و دل از خانه بیرون بیایند و شب ها به امید تجربه یک روزِ دیگر به محیط کارشان بازگردند. به امید آن روز.

نظرتان را بگویید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*



*